تبليغاتX
حرف حساب

حرف حساب

گفتن یا شنیدن دو کلمه حرف حساب ، گوش شنوا نیاز داره

دنبال کردن این رویکرد در دولت ها موجب کاهش هزینه های سیاسی یا اجرایی و مالی برای  حاکمیت ، استفاده از عقل جمعی در پیشبرد اهداف ، تثبیت جایگاه گروه یا جریان یا حزب حاکم در نزد سایر گروه ها و نیز افزایش مقبولیت عامه ، افزایش سرعت عملکرد در تصمیم گیری های منطقه ای و ملی ، افزایش شان و اعتبار بین المللی ، عدم انحراف از برنامه های بلند مدت ملی ، استفاده از حداکثر توان تخصصی افراد و نخبگان جامعه ، کاهش میزان سوء استفاده از قدرت توسط دولت حاکم ، ایجاد و افزایش آرامش سیاسی و اجتماعی ،ثبات سیاسی و اجتماعی داخلی و نهادینه شدن فرهنگ چند صدایی و دموکراسی می باشد

این رویکرد از ابزارهای خاص خود بهره می برد ، توافق های آتش بس یا اعطای خود مختاری ، سهیم کردن در قدرت اجرایی ، گفتگوهای دو و چند جانبه و تشکیل دولت های ائتلافی همه گی از نمود های این نوع از رفتار دولت های عقل محور می باشند

 

در مقایسه الگوی فوق که در بسیاری از کشورهای جهان در حال پیگیری است و منافع آن مستقیما به مردم باز می گردد با وضعیت موجود در ایران نتیجه تاسف باری به دست می آید

در کشور ما ، دولت های حاکم ( به عمد یا سهو )  کاملا معکوس عمل می نمایند ، پس از انقلاب اسلامی ، تسویه های انقلابی در ادارت و سازمانها  صورت گرفت ، در اکثر این موارد که به ضرورت شرایط انقلابی نیز بود عده ای از متخصصین از کار برکنار شده ونیروهای انقلابی جایگزین آنها شدند

شرایط انقلابی ایجاب میکرد که این روند تا زمان اطمینان از عملکرد مدیران و تطبیق آنها با آرمانهای انقلاب ادامه یابد ، بدین ترتیب کشور در طول سال های ابتدایی انقلاب اقدام به تسویه مدیران کشور کرد و متعاقب آن در انقلاب فرهنگی نیز  این روند ادامه پیدا کرد

مدیریت کشور ، خصوصا مدیریت سیاسی و اجرایی آن در طول سالیان پس از انقلاب و موکد پس از زمان جنگ به دست افرادی بود که از انقلابیون و یا به اصطلاح نسل اول انقلاب بودند ، به مرور ، با ورود نسل دوم که از صحنه دفاع مقدس بازگشته بودند و تجربیات بسیاری در زمان جنگ اندوخته بودند ، مدیران نسل دوم سعی در به دست گرفتن امور سیاسی و اجرایی کشور داشتند که بعضا با مقاومت نسل اول مواجه می شدند

به مرور زمان ، مدیریت کشور از حالت یک دستی خارج و اختلاف سلایقی که در زمان جنگ و به واسطه  مصالح ملی و بنا به تاکیدات بنیان گذار انقلاب و تحت هژمونی شخصیت کاریزماتیک ایشان وجود داشت، مکتوم مانده بود به صحنه مدیریت کشور راه پیدا کرد و گروه های مختلف سیاسی  بانظریات مختلف روی کار آمدند.

در طول سالیان گذشته ، افراد بسیاری را می توان نام برد که با خروج از بدنه دولت و دستگاه های دولتی  ، از پایگاه اجتماعی خود جدا شده و به نوعی از طیقه حامیان و کارمندان دولت به  صف منتقدین دولت پیوسته اند ، در این میان و حتی در بین بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات و منتقدین دولت و حتی کسانی که  سر از سایر کشور ها و رادیوها و تلویزیون های خارج از کشور در آورده اند به نوعی از اجزاء بدنه دولت در سالهای قبل بوده اند ، افرادی که یا در هرم اصلی قدرت و یا  در شکل گیری هرم قدرت موثر بوده اند

شاید بارز ترین ریزش در این زمینه یا به عبارت دیگر بیشترین تغییر زاویه دید نسبت به دولت یا آرمانهای انقلاب از سوی افرادی است که حجم بیشتری از اطلاعات را در اختیار دارند ، این افراد که  بارزترین آنها کارمندان  و مدیران وزارت اطلاعات فعلی یا اداره اطلاعات نخست وزیری سابق  و یا فرماندهان میانی و ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مشخصا روحانیون طراز اول کشور که تماما در دهه اول و دوم انقلاب دارای سهم جدی در اداره کشور بوده اند را شامل می شود.

برخورد قهر آمیز دولت با این طیف دقیقا خلاف مصالح ملی و انقلابی نظام جمهوری اسلامی عمل می کند ، یعنی دولت و حاکمیت به جای جذب  منتقدین و اصلاح معاندین ، اقدام به تولید و باز تولید منتقدین و معاندین در داخل نظام می نماید .اقدامات خشونت آمیز و اقتدار طلبانه حاکمیت در ماه های اخیر نه تنها موجب فروکش کردن خشم و التهاب سیاسی گروهی از مردم که به ادعای دولت تنها یک سوم جمعیت رای دهندگان را تشکیل می دهند نشد ، بلکه سبب شد تا عده زیادی از افرادی که در بدنه دولت و نظام جمهوری اسلامی فعالیت می کردند  ابتدا دچار تشکیک و سپس منتقد شوند ، یقینا منتقدین سابق نیز که از دیدگاه های رادیکال تری برخوردار بوده اند را اکنون می توان در زمره اپوزیسیون دولت و اپوزیسیون های سابق را شاید در کنار مخالفین و یا معاندین جستجو کرد.

اینکه راهکار انتخابی توسط دولت بر مبنای کدام یک از اصول تبیین سیاست های داخلی و تقویت بنیان های سیاست های خارجی نظام بوده است کاری است بسیار دشوار که تحلیل آن در ضوابط منطقی علوم سیاسی نمی گنجد ، اما عملکرد وارونه دولت و حاکمیت با  موضوع غیر قابل انکار است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 9:0  توسط پرویز بگ زاده   | 

می گویند روزی رضا شاه برای سر کشی به روند ساخت تونل کندوان راهی آن منطقه شد ، از یکی از حفاران پرسید چه میکنی؟ حفار که روستایی ساده ای بود گفت ای بابا داریم زمین می کنیم  ، این رضا شاه هم یه چیزیش میشه میگه از این زمین آب در میاد ، رضا شاه با غضب به حفار میگه اگر برای اون آب در نمیاد برای تو که نان در میاد

حکایت انتخابات دهم ریاست جمهوری هم تا حدودی به این تمثیل بر می گردد ، اگر نتیجه انتخابات مورد رضایت گروهی نبود و موضوعات و اختلافات پس از آن ناملایماتی را در پی داشت ، اما منجر به گشایش  باب نقد موارد و مسائلی شد که شاید تا قبل از آن این نقد ها به سختی و با اکراه از جانب حاکمان دولتی و یا علمای حوزه ها صورت می گرفت .

مواردی چون نقد جایگاه ولایت فقیه و تبعیت از آن ، مشروعیت حاکمیت و مقبولیت آن ، جایگاه مردم در مشروعیت حاکمیت ، جایگاه روحانیون و صدور فتواهای سیاسی و بسیاری موارد دیگر که هر یک به تنهایی نیاز به صرف ساعت ها وقت و بررسی و تبیین مواضع و عملکردها و ریشه یابی نظریات دارد

اما نکته ای در تمامی این ماجراها به وضوح برجسته شد ، و آن توانایی ( عمد یا سهو ) حاکمیت در تولید معاندین و مخالفین

گرو ه ها و دسته های سیاسی ، احزاب و جریان ها معمولا بر خاسته از یک طرز تفکر و دیدگاه خاص هستند که در بین عده ای از مردم موجه قلمداد می شود ، عدم وجود پایگاه مردمی از طرف یکایده یا گروه یا جریان سیاسی یقینا زوال آن را در پی خواهد داشت ، با این فرض می توان بیان کرد در یک جامعه دموکراتیک توجه به نظر تمامی گروه ها و جریانات سیاسی است که می تواند موجب وحدت ملی و در نهایت کسب منافع ملی حداکثری باشد

بدیهی است هر چه قدر پایگاه مردمی طرف دار دولت گسترده تر و شمول افراد موافق دولت بیشتر و مقبولیت آن نزد نخبگان و سیاست مداران و برجستگان جامعه بارز تر باشد ، میزان عملکرد آن دولت را می توان موفق تر دانست و آن دولت یا جامعه را رو به پیشرفت تصور کرد.

در رویکردهای سیاسی و روش های کاربردی سیاست ، در مقابل گروه موافق دولت  گروه های مخالف به چند دسته تقسیم می شوند :

1-      گروهی از مخالفین با ماهیت نظام  و شاکله دولت  موافق اند اما روش های عملکرد دولت را نمی پسندند یا به عبارتی همان منتقدین

2-      گروهی دیگربا ماهیت نظام   موافق اند اما ضمن مخالفت با دولت حاکم روش های عملکرد دولت را نمی پسندند یا اپوزیسیون دولت

3-      گروهی که به ماهیت نظام انتقاد دارند و با نحوه عملکرد های دولت نیز مخالف هستند و آنها را در مسیر مصالح اجتماعی و منافع ملی نمی دانند یا همان مخالفین

4-      گروهی که با ماهیت نظام مخالف بوده و به تبع آن عملکرد دولت را نفی می کنند یا معاندین نظام

لازم به توشیح است که گروه های فوق مرزبندی از پیش تعیین شده نداشته و افراد و جریان ها و گروه ها سیاسی در لابلای این طیف قرار دارند ، تفکرات جریانات و گروه های مشمول طیفهای فوق می تواند از برخورد انتقادی و کلامی و تئوریک تا عملگرایی محض مختلف باشد مثلا  معاندین می توانند کسانی باشند که به عنوان اپوزیسیون فعال در داخل یا خارج از کشور فعالیت می کنند و یا افراد مسلحی باشند که قصد تغییر حاکمیت را داشته و به نوعی برانداز محسوب می شوند .

دولت های مبتنی بر عقل و سیاست مدارانی که منافع بلند مدت سیاسی  و ملی را دنبال می کنند به طور عام سعی در تبدیل گروه های فوق به ترتیب از لایه های پایین تر به سمت لایه های بالاتر دارند ، به این معنی که آنها سعی می کنند از معاندین خود مخالف ، از مخالفین اپوزیسیون و از اپوزیسیون منتقد و بالاخره از منتقدین گروه های موافق خود را بسازند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 9:34  توسط پرویز بگ زاده   | 

جناب آقای کلهر

هر چند که چند روزی است بر خودم واجب نمی دانم احترام افرادی با طرز تفکر شما را محفوظ بدارم اما بگذارید به  رسم  ادب رسانه ای شما را جناب آقای کلهر خطاب کنم ، فرض کن نویسنده این متن بر پایه اعتقاد شما نامش باشد لوک خوش شانس

افاضات شما را در خصوص رزمندگان اسلام  و علمای اعلام خواندم ، به صراحت می گویم احساسی جز انزجار برایم متصور نیست ، نه امروز بلکه سالها پیش به ادعای خود بر این باور بودید که کسانی که برای این کشور و این انقلاب در مقابل هجمه همه جانبه جان خود را فدا کردند متاثر از فیلم های وسترن  امریکایی و ایتالیایی بوده اند ، نمی دانم شاید شما هم فیلم اخراجی ها را زیاد نگاه کرده اید ،ولی به بیراهه رفته اید جناب گیسو کمند.

شاید شما در زمان معاونت های مختلف فرهنگی خود در خلوت ، سرگرم اوضاع فرهنگی خود بودید و از سن و سال بسیاری از شهدا خبر نداشتید ، بگذارید یاد آوری کنم که نه من  بلکه بسیاری از مردان وزنان این سرزمین با شهدای جنگ  همنشین بودند ، آنها را در جبهه ها یاری کرده اند ، آنها برادران ، فرزندان ، خواهران ، همسران و پدران خود را از دست داده اند

جناب کلهر ، شاید در آن زمان که مشاطه کش زلف مجعد خویش بودید و در فکر اینکه ساختمانهای در دستتان هر چه زودتر بالا بروند و به قیمت برسند ، غافل از این بودید که شهدا ی جنگ از فرماندهان تا بسیجیان ، از پرسنل وظیفه تا افسران  جان خود را فدای چیزی کردند که نامش وطن ، شرف ، ایمان ، آزادگی ، غیرت و سربلندی بود

به زندگی و منش شهدای آشنای خود که مراجعه میکنم از گلستانی ها ،نقاش خوش ها، کهتری ها ، عربشاهی ها ، باکری ها ، فراهانی ها ، سربندی ها و .....  تا همت ها  و هزاران نام آشنای دیگر برای این مردم، آثاری از فیلم های وسترن نمی بینم ، نمی دانم در کدام فیلم وسترن  فداکاری ها ، ایثارها ،رشادت ها و شهامت ها و ایمان رزمندگان وجود داشت که شما آنها را متاثر از آن می دانید

در این که رسم دولت آقای احمدی نژاد است که مردانش سخنان عجیب بگویند شکی نیست ، اما  این ره که تو می روی حتی به ترکستان هم نیست ،  بد نیست شما که مشاور فرهنگی معجزه ای هستید که خود را منجی ارزشهای انقلاب می داند  گهگاه سری هم به قبور مقدس و معطر شهدا بزنید و تاریخ های تولد و شهادت ایشان را مقایسه کنید، محاسبه اش مانند نرخ متراژ زمین و آپارتمان نیست ، بسیار ساده تر است ، اکثریت آنها  در سنین نو جوانی و جوانی به شهادت رسیده اند و مانند شما دوران جوانی را در زمان پهلوی به سینماها نرفته اند تا تاثیر عمیق فضای فرهنگی آن زمان متاثرشان سازد.

تقصیر شما نیست ، این جریان آب است که سر بالا می رود و مردم را به شنیدن ابو عطا مجبور می سازد . ولی این بار آواز شما بسیار بد صداست . اصرار شما و آقای مشایی و برخی دیگر از شاخصین دولت آقای احمدی نژاد را در توهین به ارزشها و آرمانها ی مردم ،نمی توانم درک کنم ، اما شما موفق تر هستید چون به خواسته اتان می رسید ، شماکه سعی در بر هم زدن نظام فکری و اعتقادی  ملت دارید ، شماکه سعی بر بی اثر بودن انقلاب و دستاوردهای آن دارید، شما که بر خطا رفتن انقلاب بعد از پیروزی تا امروز مصر هستید ، شما که هر روز می کوشید تا اختلالی در نظم فکری و آسایش روحی افراد ایجاد کنید  به حق موفق هستید.

سالها پیش در منطقه شلمچه ، دفترچه 40 برگی از یک دانش آموز به دستم رسید که آن را به رزمندگان اسلام هدیه کرده بود ، آن را به یادگار نگه داشتم ،پس از 20 سال فرستنده  آن هدیه با ارزش را با پیامی که نوشته بود یافتم و از او تشکر کردم ، امروز باز هم به دنبال او خواهم گشت تا در سنین بزرگسالی نوشته ی تقدیمی خود را در آن دفتر اصلاح کند و بنویسد : تقدیم به جان وین  بخاطر  یک مشت دلار

در پایان امیدوارم  پیامی که به فرزندان شهدا ، خانواده های جانبازان انقلاب ، فرزندان و خانواده های آزادگان  دادید به گوش ایشان برسد تا بدانند پدران ، فرزندان و عزیزانشان در راه وسترن اسپاگتی کشته و مجروح و اسیر شده اند . از این پس اگر جانبازی را دیدم به او خواهم گفت : هی  کابوی ، مثل اینکه  خیلی خوش شانس بودی

امضا: لوک خوش شانس

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 19:22  توسط پرویز بگ زاده   |